اشاره:ناصر ملک مطیعی در اصل یکی از پایه گزاران سینمای نوین ایران می باشد در زمانی که سینما از حالت صامت به حالت ناطق در ایران درآمد. شخصیت امثال ملک مطیعی در سینمای قبل از انقلاب الگو و خط دهنده جامعه ای که در طبقه سه و طبقه متوسط زندگی می کردند، می بود و این الگو که پر از شخصیت مردانگی، گذشت، ایثار و میهن پرستی بود و مردم به خاطر همین شخصیت، ناصر خان را به عنوان یک شخصیت الگو دهنده در زندگیشان پذیرفته بودند. امثال محمدعلی فردین و در کنارش ملک مطیعی ها که الگوی بزرگ سینمای ایران می باشند، تا کشور ایران هست آنان بزرگی و عظمت خود را در پایه گزاری سینمایی که مردم را یاد دادند به سینما بیاییند و راه سینما را به مردم نشان دادند، حفظ خواهند کرد و تاریخ مجبور است از این قائده اطاعت کند که این دو شخصیت مهم سینمای ایران را همیشه از بنیان گزاران سینمای نوین ایران بداند و یاد کند و به آیندگان انتقال دهد.
ما اگر بخواهیم ناصر ملک مطیعی را در سینمای ایران تجزیه تحلیل کنیم باید بگوییم ناصر خان در فیلم هایش به چهار نوع نقش پرداخته است.
1 – الگوی مردی و مردانگی
2 – الگوی گذشت و مهربانی و زیر دست ناتوانان را گرفتن
3 – غیر مستقیم بر علیه ظلم شوریدن و روبروی ظلم قد علم کردن
4 - در هیچ نقشی الگوی شخصیتی که چاپلوسانه باشد را بازی نکرد
بعد از 27 سال ما در سینمای الان کدام الگوی مردی و مردانگی و آن تیپ و شخصیتی که آقای ملک مطیعی و فردین برای جوانان مملکت بود، داریم و همه فیلم های امروزه متاسفانه بی وفایی، جرم و جنایت را نشان می دهد و سینمای الان یک نوع پز دادن به همراه تهی بودن محتوای فیلم هاست.
باید سوال شود کدام فیلم در این 27 سال به سبک قدیم که آقای ملک مطیعی در فیلم هایش گذشت و مردانگی را به جوانان می آموخت و الگو از مولا علی (ع) می گرفت، نشان داده شده است. 70 درصد فیلم های امروزه بد آموزی بیش نیست در پایان باید سوال شود آیا آقای ملک مطیعی و امثال ایشان را حتی اگر به عنوان مربی و راهنما در سینمای ایران به کار می گرفتند آیا وضع سینمای ایران امروز با استفاده از فرهنگ ایرانی بهتر نبود؟ از خداوند برای استاد ناصر ملک مطیعی طول عمر می خواهیم.
مصاحبه کوتاهی با استاد ناصر ملک مطیعی انجام داده ام که از نظر شما می گذرد.
آقای ناصر ملک مطیعی از خوتان بگویید؟
من متولد 1309 هستم از سال 1327 مشغول کار فیلم بودم و اولین فیلم من با نام ولگرد فیلم برداری که با موفقیت رو به رو شد و آن موقع که میدان سینما خالی بود و این فیلم ها هم ریخت و قواره ایرانی داشت، مورد توجه قرار گرفت و معروفیتی برای بنده کسب کرد و همیشه هم نسبت به مردم حق شناس بوده ام به خاطر این همه محبتی که به من دارند و خدا را شکر این محبت و دوستی تا الان هم ادامه دارد و مردم به من احترام می گذارند و این برای من گنجینه ای هست که از هر ثروتی بالاتر است. و امیدوارم شایسته این جایگاهم باشم.
چه کسی سینما را به شما معرفی و به سینما آورد؟
به آن معنا نه ولی من خودم به سینما علاقه داشتم و از مدرسه با انجمن های نمایشی و ورزشی همکاری داشتم و به هر حال کار خدا بود.
با چه کارگردانی راحت بودید و دوست داشتید با او کار کنید؟
آن موقع درست و حسابی نه کارگردان مشخص بود و نه نویسنده و می گفت از همه راضی و همه را دوست دارد.
آقای ملک مطیعی از فیلم های قبل از 57 و اولین فیلمی که دیدم فیلم میهمان بود و من خودم از فیلم پل و قیصر خیلی خوشم می آید اگر ممکن هست در مورد این فیلم ها بگویید.
این فیلم ها فیلم های جوان پسندی بودند و چون هم موضوعی اجتماعی داشتند مورد توجه جوانان قرار گرفتند.
در چهار یا پنجمین سال درگذشت فردین که از شبکه شبخیز پخش می شد، می گفت که ناصر ملک مطیعی، فردین را به سینما آورد، درست است؟
درست هست من فردین را به سینما آوردم ولی خدابیامرز فردین با علاقه و پشت کاری که داشتند موفق شد ولی نه به ایطوری که اینها می گویند.
نظرتان در مورد کار جدید آقای ایرج قادری (آکواریوم) چیست؟
من الان اصلا به سینما نمی روم و فیلم زیاد نمی بینم ولی با این امکاناتی که الان هست باید خیلی خوب کار کنند و درباره ایرج قادری هم گفت که: آقای قادری همیشه موفق و اگر کاری انجام می دهد حتما خوب است.
چه خواننده مرد و چه خواننده زن را دوست دارید؟
از زنان دلکش. من با دلکش در چند فیلم هم بازی کرده و خواننده پر آوزه شهر ما بود به همین خاطر دلکش را دوست دارم. و از خواننده های مرد هم استاد اکبر گلپایگانی.
به آنچه که در گذشته کردم افتخار می کنم
نظرتون در مورد کتابی که رضا کیانیان داره در مورد شما و زنده یاد محمدعلی فردین می نویسه چیه؟ در جریان هستین؟ من هم شنیدم. آقای کیانیان با من یه مصاحبه کرده و با زنده یاد فردین هم مصاحبه ای کرده بود و حتما دلش خواسته یه چیز هایی هم بنویسه. کتاب خودتون که قرار بود خاطراتتون رو منتشر کنین چی شد؟ یه ذره طول کشیده و یه ذره هم گرفتاری های مختلف پیدا کرده چون باید خودم بنویسم باید تو حال خودم باشم و حالا به روی چشم می نویسم. آقای ملک مطیعی شما یک کتاب خونه بزرگ دارین از کی کتاب می خونین؟ کلاس پنجم یا ششم بودم که کتاب می خوندم کتاب هایی مثل آشیانه عقاب و . . . شبی 10 شاهی کتاب کرایه می کردیم و حتی تو خیابون هم کتاب تو دستم بود و می خوندم و کم کم کتاب جمع کردم تا یک کتاب خونه شد ولی نه زیاد بزرگ، ولی کار اشتباهی که کردم این بود که زیاد کتاب قرض می دادم و به دستم دیگه نرسیدن و بعضی از جاها هم که می رم به جای این که گل و شیرینی ببرم یک کتاب برای هدیه می برم. شما تو این همه فیلمی که بازی کردین از چه نقشی و در چه فیلمی خوشتون میاد؟ نمی تونم یکی رو نام ببرم اگه بخوام بگم باید چند فیلم رو نام برد، اون چیزی رو که مردم می پسندند شرطه. من خودم از نقش امیر کبیر در سریال سلطان صاحب قران که ساحته مرحوم علی حاتمی بود خوشم میاد. حدود یک ماه پیش به رادیو اومدین، درسته؟ قرار بود که با سردبیر رادیو گفت گو آقای دکتر مهرداد حجتی گفتگو کنم و نشستیم در سه جلسه گفت گو کردیم، فکر می کنم بعد از ماه محرم هر چهار شنبه ساعت 11 شب پخش بشه. فقط در مورد سینما قدیم صحبت کردم چون من عادت ندارم در مورد کسی صحبت کنم. درباره حوادث و اتفاقاتی که در گذشته بر من گذشته و مشکلات و مروری بر خاطرات بحث شده است. شما در سال های 1349 و 1350 برنده جایزه سپاس شدین به خاطر فیلم رقاصه شهر و سه قاپ اون روزها چه حالی داشتین؟ برای 2 فیلم سه قاپ ساخته ذکریا هاشمی و رقاصه شهر ساخته شاپور غریب بود. اون شب که جایزه رو گرفتم یادمه گفتم این جایزه رو از طرف دوستان و همکاران دریافت می کنم و همه کسانی که به من کمک کردند و با آنها همکاری داشتم و نماینده همه آنها هستم. هنوز که هنوز است پوستر های شما و زنده یاد فردین و بهمن مفید و ایرج قادری و . . . کنار خیابان فروخته می شود، نظرتون در این مورد چیه؟ خوب دیگه مردم خاطره دارن، چون ما به دلایل زیادی سال های طولانی در این کار بودیم و یکی دو نسل با ما خاطرات خوبی دارند، پدرها، مادر ها و بچه های جوون که با دیدن این فیلم ها علاقه مند شدن و پسندیدن و لطف مردم بوده که شامل حال من شده. از کارها و فیلم های خودتون در گذشته راضی هستین؟ بسیار راضی هستم و افتخار می کنم. ولی اشتباهاتی داشته به خاطر نداشتن تکنیک، نداشتن سرمایه، نداشتن تجربه، نداشتن دانش سینمایی، نداشتن سناریست و نداشتن کارگردان. من هم عاشق سینما بودم و همیشه شروع کنندگان هستند که اشتباه می کنند. و خوشبختانه مردم به داد ما رسیدن و از ما حمایت کردند و به آن چه که در گذشته کردم افتخار می کنم. بهترین و بدترین خاطره سینمایی شما چی بوده؟ سینما یه شادی ها، یه خوشی ها و لحظات خوبی داشته و لحظات ناراحت کننده ای هم داشته. برای هنرپیشه، فروش فیلم و استقبال مردم شیرین و خوشایند هست و روز های بد هم در خاطره آدم نمی مونه و اگه روز های بد هم داشتیم گذشته و رفته. زمان گذشته است و گذشته را نمی شود برگرداند و سرنوشت می خواست که این طور بشه و خیلی ناراحت نیستم و گله و شکایتی هم از هیچ کس، از هیچ نهادی، سازمانی، تشکیلاتی ندارم، به دلیل این که خودم نرفتم و اگه می رفتم مطمئنن آنها با آغوش باز من رو می پذیرفتند و کما این که رفقای ما رفتند و الان هم مشغول کارند و کسی هم دنبال من نیومد برای این که این کار زمین نمی مونه. من این طور فکر می کنم، آدم چون در نقش های مختلفی ظاهر می شده، خودش رو جای مختلف می ذاره یعنی اون حسرت به دلی ها از بین می ره و حالت خوشی پیدا می کنه که دلش دنبال هر چیزی نره و من هم در نقش هام زندگی کردم و می خوام بگم که اصلا ناراحت نیستم که از سینما کناره گیری کردم. بر عکس فرصتی بود که در این سال ها به خودم برسم و با رفقای نزدیکم دور هم باشیم، کتاب بخونیم و زندگی طبیعی خودم رو کردم و خیلی هم خوشحالم که این اتفاقات هم افتاد که ما بتونیم یه نفس راحتی بکشیم. بعد از مصاحبه اول با شما، دوباره عکس شما را در تشییع پیکر مرحوم قدکچیان در کنار نصرت الله وحدت دیدم و گویا در آن مراسم شما هم صحبت کردین اون روز رو تعریف کنین؟ من هنوز در فکرم و شرمنده این احترام مردم. با آقای نصرت الله وحدت اونجا رفتیم. من سال ها بود که به خانه هنرمندان نرفته بودم و خیلی از دوستان رو هم دیدم و تجدید خاطره شد و احمد قدکچیان هم یکی از آدم های خوب و عالی حرفه بازیگری بود. کتاب آقای بهروز وثوقی چاپ شده ولی اجازه انتشار تو ایران بهش ندادن به نظر شما برای چی و آیا خودتون کتاب بهروز رو خوندین؟ من خودم کتاب رو خوندم. باید در این کتاب یه مسائلی رو رعایت می کرد، مسائلی رو رعایت نکرده و این جریان کمی طول کشیده است. آقای ملک مطیعی خانواده شما برای ورود شما به سینما ایراد نمی گرفتند؟ نه، خانواده من مشوق من بودند و زمینه اش در خانواده ما فراهم بود. آقای محمد آدینه یکی از دوستان خوبم پرسیده که مطالبی که از شما در اینترنت منتشر می شود را مطالعه می کنید؟ نه، چون من با مسائل اینترت و کامپیوتر وارد نیستم ولی پسرم خیلی با کامپیوتر سر و کار داره و 30 سال هم امریکا بوده. آقا علی پرسیدن که یک خاطره از آقای فردین بگویید؟ من با مرحوم فردین هم همکار بودیم و هم رفیق و رفتن فردین هم برای من یک ناراحتی بزرگ بود و تمام سال هایی که با فردین زندگی کردم برای من خاطره هست. آقای محمدحسین آسایش یکی از دوستان خوبم پرسیدن که از هنرپیشه های سینمای الان بازی کدامیک را دوست دارین؟ این سوال مشکلی هست، چون این هنرپیشه ها با چراغ اومدن و تحصیلات سینمایی و بازیگری دارند و دنیا هم دنیای 30 یا 40 سال پیش نیست و عوض شده جشن واره ها خیلی تاثیر داره و تشویق دولت هم خیلی چشم گیره کار سینما یکی از عوامل تبلیغاتی دولت هست و دولت دوست داره برای سینما پول خرج کنه ولی در گذشته هم مردم زیاد علاقه مند به سینما نبودند و خانواده ها راضی نبودند بچه ها به سینما برن. آقا مهدی میگه دوست دارم بدوم آقای ملک مطیعی چه کار می کنه و درسته که در گذشته آقای ملک مطیعی قنادی داشتن و آقا مهدی هم خواستن یک خاطره از بهروز وثوقی بگین؟ به هر حال ما باید خودمون رو مشغول کنیم. من یه مدتی به کانادا و آمریکا رفتم و اونجا کار کردم تو این فکر بودم که به مملکت خودم بیام و به تهران اومدم و در ونک تو حیاط خانه ما یه دوکونکی و اتاقکی بود که اون رو شیرنی فروشی کردیم که بتونیم دهن مردم رو شیرین کنیم و اینجا آقای ملک مطیعی این شعر رو خوندن: گر از دست برآید دهنی شیرین کن. با کمک اهل منزل و دوستان شیرینی فروشی راه افتاد و چندین سال با علاقه و شوق کار کردیم چون می خواستم از خودم کار بکشم و به علت این که اونجا شلوغ شده بود همه رو فروختیم. و در مورد آقای بهروز وثوقی هم باید بگم که دوست بسیار عزیز من و همکار گرامی من و دور از وطن است. به هر حال غمش رو می خورم و شریک مسائلش هستم و می دونم زجر می کشه و حسرت می خورم که چرا نباید اینجا باشه در صورتی که سینما ما به وجود بهروز وثوقی خیلی احتیاج داره بسیار هنرمند والایی هست به کارش خیلی علاقه منده و هر جا که هست خوش و خوب باشه. بی خبر ازش نیستم. باهاش تماس دارم و آرزو می کنم وسایلش فراهم بشه که به ایران برگرده. آقای غلام رضا باقر زاده مدیر وبلاگ ستار که از دوستان خوب من هستن پرسیدن که نقش اول فیلم ها بر چه اساسی تعیین می شد؟ بر اساس شهرت و معروفیت و محبوبیت و توانایی بود که فردی را برای نقش اول انتخاب می کردند و فیلم رو برای مردم می ساختند و مردم باید اون کسی رو که دوست داشتند در فیلم بود. به عنوان سوال آخر دوباره غلامرضا باقرزاده پرسیدن با این که شما سابقه بیشتری در بین همه هنرمندان داشتین چرا در فیلم قیصر نقش کوتاهی رو بازی کردین؟ چون من اون موقع در اوج فعالیتم بودم و برای من خیلی مهم نبود نقشم چیه خواسته بودن ازم که این نقش رو بازی کنم و خوشبختانه خیلی هم قیصر مورد توجه قرار گرفت. 

